تبلیغات
مطالب اینترنتی - داستان آرزوی مرد (داستانک)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : نویسنده
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
مطالب اینترنتی
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : نویسنده        



مفیدستان:

داستان آرزوی مرد , یک زوج در اوایل ۶۰ سالگی، در یک رستوران دنج رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند.

داستان آرزوی مرد

داستان آرزوی مرد , یک زن جادوگر که از آنجا می گذشت وارد رستوران شد و سر میز آنها رفت و گفت: آه شما زوجی مثال زدنی هستید و درتمام این مدت به هم وفادارموندید ، برای همین هرکدام از شما می تواند آرزویی کند و من با کمک دانشی که دارم آن را بر آورده کنم!

خانم گفت:وای خدای من ! من می خواهم به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر کنم. جادوگر وردی خواند و ناگهان :دو بلیط خطوط مسافربری قطر ایرویز در دستان زن ظاهر شد.

حالا نوبت آقا بود تا آرزو کند، چند لحظه فکر کرد و گفت: خب، همسرم تو خیلی مهربانی اما چنین موقعیتی فقط یک بار در زندگی آدم پیش میآید ، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم

داستان آرزوی مرد

داستان آرزوی مرد

ولی آرزوی من اینه که همسری ۳۰ سال جوانتر از خودم داشته باشم.

خانم و زن جادوگر واقعا جا خوردند ولی چه میشد کرد؟

زن جادوگر وردی خواند و ناگهان:

آقا ۹۲ ساله شد!

عصرایران

داستان آرزوی مرد



لینک منبع

بازنشر: مفیدستان

مطلب داستان آرزوی مرد (داستانک) در سایت مفیدستان
برای دریافت مطالب مفید به سایت مفیدستان مراجعه فرمایید.


لینک منبع و پست :داستان آرزوی مرد (داستانک)
http://mofidestan.ir/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d8%b1%d8%b2%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%da%a9/



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر